...((Black Rose))...

@رفاقت قصه ی تلخی است که از یادش گریزانم @

 

دل نوشته های 

 

 

 

 

 

..((Black Rose))..

 

حالا شاید یه روزی، از با توبودن سیرشدم

شایدم 2 باره  باز ، از همه کس دلگیر شدم

شاید    اصلا   ،   گم   بشم   یه  مدتی

شایدم سیر بشم از دنیای سرد و غربتی

شاید از تو دور شدم ، رفتم سفر

یا که گوشه گیر شدم از فرط غم

آره؟ این همون مرام بود که ازش دم میزدی؟

میگفتی  به  یادمی ، حرف  دله تنگ میزدی!

خیلی زود،آدمها رو،از ذهن خود پاک میکنی!

اسمشونو دیگه  از مخاطبات ،  پاک میکنی!

من که هیچ توقعی ندارم، اما رسمش این  نبود

اگه چند روز اس(پیام)ندادم،اخم کنی بشی کبود

یا که جوش بیاری از، جواب زنگتو ندادن

جواب پیاماتو ، با اس  یا  با میس  ندادن!!

یا  که  فک کنی  میخوام، تورو از شبای خود دیلیت کنم

واسه سینما رفتن با دختره،فکر چیپس و پفک و بلیت کنم

یا که باز بخوای منو ، منتظر واسه رسیدن پیامات بزاری

قهر کنی بری و باز، آخر پیاماتم  یه دو تا بای بای بزاری

بگی ساده بود فلانی ، دهاتی بودش فلانی

نه، نداشت چشم قشنگو، قیافه ی آن چنانی

بگی :  بای  بای  ،    یه    بای   همیشگی

سخت بشه واست بمونی تا بشم،بازهمون بلک رزهمیشگی

میدونی...   بعضی روزا  که  بد میشی

میگی بای بای، جو میگیره، خر میشی

با خودم میگم ، دیدی  آق مصطفی!

قصه ی اینم تموم شد، بدون برو بیا

دختره ، با عالم و آدم می پره

ناز  هر  فرهاد و دلبر میخره

اما ،  وقتی   به   تو(ی) خر   میرسه

حرفای دلش یهویی، به ته خط میرسه

پیاماش ، کوتاه جواب ، بی آب و رنگ

آخرش چی موند واست؟خواری و ننگ!

یه روزی میاد که اونم ، تو رو ازیاد میبره

ناز خوشتیپ خوشکلا رو،آخه بیشتر میخره

قصه ی  دوستی  ما  ،  آخرش  بگی  نگی ،  جداییه

هدف از دوست شدنای امروزی،رسیدن به1نون ونواییه

 

آخه من واست رفیقم،اما تو یه نارفیق

نه خداییش به تو هم میگن رفیق؟

میگم ای کاش قصه ی ما،آخرش قشنگ بشه

دشمنی نشه یه وقت ، مثل میدون جنگ بشه

میدونی ؟ راستشو بخوای زندگی بیابونه

خوشیاش آره فراوون ، اما در و داغونه

جوونی  و شادبیش ، زود  گذره

تا یه چشم به هم زدی ،می گذره

 حتی خوشکل خوشتیپی هم، واسمون نمیمونه

میاد اون روز، بشیم از دیدن خودمون دیوونه

پس   بیا   قدر   خودمون  رو  بدونیم

باید این2روز عمرو، ما غنیمت بدونیم

نیایم مثل بچه ها، با هم  دیگه قهر بکنیم

یا مثل تو اون یکیمونو بخوایم خر بکنیم

بیا تا تو رویاهامون بریم با هم تو یه باغ

من   بشم   کبوتر  و  تو  هم   کلاغ

راستی گفتمت کلاغ ، ای دیوونه

رنگ مشکی ، مثل  پاکی میمونه

کلاغم  قشنگیش به سیاهیه

دنیاشم ، دنیای پوچه واهیه

کلاغم  خبر چینه ،  دروغ گوئه

خداییش بهونه گیره، زور گوئه

این  کلاغو میبینی   که  دستته؟

چشاشم عین چشای خمار و مستته

مثل   تو ،  رنگ   موهاش   کلاغیه

عین تو خوش تیپه، موش فشن، پاهاش طلاییه

اونم  یکی  رو میخواد، میدونی کیه؟

میدونی   ترس   درونش ، از  چیه؟

اونم   میترسه  ،  غرورش  له  بشه

خنده هاش زیرفشارگریه زاری،له بشه

میدونم ، می فهمی  معنی شعر منو

اما هرگز نمیتونی ، بخونی ذهن منو

چی   بگم  ؟؟  دلم  ،  گرفته   از  همه

نمیتونم بکنم مثل همه،داد وفریاد،شادی،یا که همهمه

 

عیده ، بابا، بیخیال،همه اینا زودگذره

خدا    گفته   :    سختیا    میگذره                                                                                                       

یه روزم میشه که دنیام ، مثل یه کشتی بشه!!

رنگ مورد علاقم...؟باز همون مشکی بشه!!

 

دیگه  بسه ، آخه  هر چیزی  کمش(کمترش) میگن  شیرین  تره!!

نگران مام نباش1روز، دل مارم یکی میاد، مفت و ارزون میخره

 

راستی سیزده بدری یادت باشه ، اگه شد ، با هم بریم حافظیه!!

خب الان بگو بینم،وقت چیه؟فکر بد نکن دهههههه....،عههههههه

وقت خدا حافظیه!!

 

 

 

چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ () یادگاری واسه من


Design By : Pichak